نقد و برسی فیلم سینمایی شفت (Shaft 2019) توسط تیم حقوقی وکلای یسرا

نقد فیلم شفت, فیلم shaft, فیلم اکشن, فیلم جنایی, جرایم رایانه‌ای, جرایم سایبری, فیلم جنایی شفت, فیلم اکشن و جنایی شفت, نقد فیلم شت توسط وکلای یسرا, نقد فیلم اکشن و جنایی از دیدگاه تیم حقوقی یسرا, نقاط قوت و ضعف فیلم شفت, نقاط قوت و ضعف فیلم شفت از دید تیم حقوقی یسرا, برترین فیلم اکشن و جنایی سال 2019, فیلم خارجی جنایی,

 
 
این فیلم ترکیبی از یک حالت گانگستر وار و تکنولوژی های نوین است، که در گانگستر بازی ها غلو و استفاده از صحنه های قهرمان پرورانه وجود دارد اما در استفاده از تکنولوژی ها و هک و کاربرد ابزارهای الکترونیکی در شناسایی افراد و کشف جرم بزرگ نمایی وجود ندارد و صرفا به یک سری واقعایت عادی که میتواند در توان یک افسر سایبری FBI باشد میپردازد.
شاید ترکیب یک پدر و پسر و حتی پدر بزرگی گانگستر تر از این دو که در انتهای فیلم به آنها افزوده می شود به جذابیت فیلم افزوده و سه نسل کارگاه خصوصی را به تصویر کشیده است که در آن یک جوان به نام جی جی با روحیه ی قانون مداری و دست به لب تاپ و مسلط به دانش روز و تکنیک های جرایم اینترنتی و بانک های اطلاعاتی و جرایم مدرن، که به صورت کاملا قانونی در تشکیلات اداری پلیس سایبری FBI مشغول به فعالیت است و برای جمع آوری اطلاعات مورد نظر خود از ابزارهای کامپیوتری کمک میگیرد و به اهداف مد نظر خود می رسد و پدری که قانونگریز و دست به اسلحه که برای جمع آوری اطلاعات و رسیدن به اهداف خود در پرونده ها با خشونت و رفتارهای غیر قانونی بهره می گیرد و پدر بزرگی که یک کلکسیون از سلاح های سبک و سنگین دارد و نشان از تبحر وی در استفاده از سلاح در کار خود می باشد.
 
بازیگران:
ساموئل ال جکسون در نقش جان شفت دوم، جسی آشر در نقش جان «جی جی» شفت جونیور، ریچارد راوند تری در نقش جان شفت، الکساندرا شیپ در نقش ساشا اریاس، رجینا هال در نقش مایا بابانیکوس، مت لاری در نقش گری کات ورث، تیتوس ولیور در نقش مامور ویژه ویتی، متد من در نقش فردی پی، اوان جوگیا در نقش کرین حسن، رابی جونز در نقش سرهنگ کیث ویلیامز و لورن ولز در نقش بنی رودریگز
 
معرفی ابتدایی این اثر:
فیلم شفت یک فیلم اکشن با تیکه های از کمدی و طنز امیخته شده که در 14 زوئن سال 2019 از سوی برادران وارنر و نت فیلیکس در کشور امریکا  منتشر شد این فیلم بر پایه  رمان کاراگاهی((شفت)) اثر ارنست تایدیمن ساخته شده و کارگردانی این اثر را تیم استوری با تهیه کنندگی جان دیویس و کنیا بریس برعهد دارند و همچنین ناگفته نماند کنیا بریس به جز تهیه کنندگی ، زحمت نوشتن این فیلم نامه را هم برعهده داشته است . فیلم شفت در زوئن 2019 هنگامی که توانست به طور عمومی بر روی پرده سینما های سر تا سر امریکا ظاهر شود از سوی 28 نقد فیلم و سریال  که در سایت متاکریتیک قرار گرفته بود امتیاز 41 را بدست اورد .
 
خلاصه داستان:
داستان این فیلم مربوط به یک متخصص امنیت سایبری به نام جان شیفت جونیور ( با بازی جسی تی اشر)  معروف به جی جی است که مدرکی از موسسه فناوری ماساچوست ( ام ای تی) دارد . همه چیز در زندگی جی جی داشت خوب پیش میرفت تا اینکه بهترین دوست او در موقعیت مشکوکی کشته میشود . با اینکه جی جی در کار خود بسیار ماهر است اما برای کشف حقیقت پنهان در مرگ ناگهانی بهترین دوستش به تخصص و اموزش نیاز دارد که تنها پدرش میتوانست در این مورد به او کمک کند . پدر او یعنی جان شفت دوم (با بازی ساموئل ال جکسون ) قبول میکند ب فرزندش کمک کند  تا با کمک یکدیگر در این دنیای تبهکاری به دنبال حل مسئله بگردند البته این پدر و پسر دو شیوه ی متفاوت و اختلاف نظر هایی هم داشتند که این به جذاب تر کردن موضوع از سوی مخاطب تاثیر زیادی داشت .
 
 
شروع فیلم ( سرگذشت جان شفت ، پدر جی جی ): 
فیلم با سکانسی از سال 1989 شروع میشود در حالی که جان شفت به همراه همسرش در ماشین هستند.مایا همسر جان شفت به شدت از وضعیت موجود ناراضی است و در حال بیان این مسئله به شوهرش می باشد.ناگهان جان شفت متوجه تهدیدی از طرف افرادی که بیرون ماشین هستن میشود و از طرف ان ها مورد حمله قرار میگیرند.یک حمله مسلحانه که به پیروزی جان شفت ختم میشود.جان با خونسردی به داخل ماشین برمیگردد ولی این درگیری به میزا نارضایتی مایا اضافه کرده زیرا او این بار جان فرزنشان را نیز در خطر دیدیه بود.بنابر این تصمیم به جدایی از جان شفت میگیرد و با او عهد میبندد که دیگر به سراغ ان ها نرود.سال ها یکی پس از دیگری طی میشود و جان شفت که کاراگاه پلیس است از کار خود استعفا میدهد و دفتر کاراگاه خصوصی خود را افتتاح میکند.
 
نقش جی جی در این فیلم ( همه چیز از اینجا شروع میشود ):
از سمت دیگر جی جی پسر جان شفت با توجه به عدم حضور پدر در زندگی شخصی و مشکلاتش از دانشگاه MIT با رتبه بالا فارغ التحصیل و به پلیس FBI ملحق میشود. جی جی دارای دو دوست صمیمی به نام های کریم و ساشا می باشد که رابطه آن ها از زمان مدرسه و بسیار قدیمی و صمیمی است.در اوایل فیلم جی جی مشغول زندگی معمولی خود است و مشکل خاصی ندارد تا این که با کریم قرار یه ملاقات در کافه را میگذارد.در این بین جلسه ای در اداره تشکیل میشود و یک پرونده مهم برای بررسی و پیگیری ارائه میشود که جی جی میخواهد مسئولیت آن را برعهده بگیرد که با تندخویی و تمسخر رییس خود رو به رو شد. کریم یک سرباز ارتش امریکا و در زمان خدمت گرفتار اعتیاد شده ولی با کمک جی جی و پشیبانی او در حال ترک است. در کافه که جی جی و کریم باهم ملاقات داشتن ساشا هم حضور پیدا میکند و جمع صمیمیشان دوباره تشکیل میشود. کریم در حال شروع صحبت مهمی است که اس ام اسی کلامش را قطع و او را مجبور به ترک محل میکند.
 
علت همکاری جی جی و جان شفت:
صبح روز بعد جنازه کریم درحالی که به ظاهر براثر مصرف مواد مخدر دچار اوردوز شده گوشه خرابه ای در خیابان 139 هارلم پیدا میشود.جی جی که معتقد است کریم به قتل رسیده به صورت مخفیانه وارد عمل میشود و باتوجه به تخصصی که در زمینه سایبر دارد دس به هک کردن سایت بیمارستان میزد و متوجه میشود که میزان مواد مخدر داخل خون کریم بسیار زیاد است و کریم نمیتواسته این کار را انجام دهد پس به دنبال سرنخ ها میرود.در خیابان 139 به دنبال سرنخ به شخصی به نام بنی برمیخورد که مسئول پخش مواد در منطقه است.وقتی به سراغ بنی میرود با خشونت مورد ضرب و شتم افراد بنی قرار میگیرد و در این کار ناکام میماند.در سکانس بعد جی جی در بیمارستان مشغول رسیدگی به زخمش است و  با ساشا که پزشک بیمارستان شده مشغول گفت و گو هستن و به این نتیجه میرسن که از پدر جی جی یعنی جان شفت کمک بگیرند.
 
ملاقات و همکاری این دو پدر و پسر از کجا شکل گرفت؟ 
جی جی به دفتر پدر میرود و با او ملاقات میکند.در ابتدا بحثی بین ان ها رخ میدهد در خصوص سال های دوری پدر که به نتیجه ای نمیرسد و جی جی بحث کار را پیش میکشد و جان شت با بی میلی به حرف های جی جی گوش میدهد تا این که صحبت های جی جی به پیدا کردن سرنخ هایی در خیابان 139 میرسد و توجه جان شفت را به خود جلب میکند زیرا جان اخرین سرنخ هاش برای پیدا کردن یک تبهکار بزرگ و قدیمی به نام گردیتو به خیابان 139 ختم میشود.جان شفت و جی جی با تمام اختلاف سلیقه ای که در سرتاسر فیلم دارند باهم همراه میشوند تا این پرونده را حل کنند.در ابتدا به سراغ بنی میروند تا اطلاعاتی که میخواند از او بگیرند.ان ها متوجه میشوند که کریم در یک مرکز توان بخشی تازه تاسیس به نام برادران دیده بان برادران حضور پیدا کرده که توسط سربازان ارتشی برای کمک به همرزمان معتاد خود دایر شده است.در ادامه راه جی جی به همراه جان شفت به سمت این مرکز توان بخشی در حال حرکت هستن.جی جی به شدت نسبت به رفتار جان اعتراض دارد که خشونت و قانون شکنی زیادی در رفتار جان شفت است ولی جان اعتقادی به این مسائل ندارد و رسیدن به هدف برایش ارزش مند است.این دو شخصیت نماد دو سبک قدیم و جدید هستند.جی جی متخصص کامپیوتر و جان شفت یه کارکشته به قولی برای کف خیابون که ترکیب این دو در فیلم صحنه های قشنگی را رقم میزند.در مرکز توان بخشی با سه افسر جوان اشنا میشوند که بهمراه کریم از موسسان این مرکز بوده اند.ان ها معتقدن که کریم از زمانی که مذهبی شد از اون مرکز و همراهانش فاصله گرفته بود. این صحبت سرنخ جدیدی برای جان و جی جی محسوب میشه زیرا قبل از این هم راجب شخصی به نام راشداعظم که روحانی یک مسجد بزرگ در هارلم هست چیز هایی شنیده بودند.راشد اعظم یک روحانی افغانستانیست که سفر های مشکوکی به افغانستان داشته و از طرف FBI تحت نظر میباشد.در ضمن جان شفت به این سه افسر مشکوک میشود و باور دارد که ان ها در حال مخفی کردن موضوع مهمی هستند.ان ها به مسجد میروند تا با انام دختری که کریم با او رابطه داشت اشنا شده و سوالاتی از او بپرسن.در جلو مسجد ساشا نیز به ان ها ملحق میشود در داخل مسجد ان ها با انام دیدار میکنند و انام کریم را کاملا خوش حال و سالم توصیف میکنند و میگوید که کریم در حال ساخت مرکز جدیدی برای برادرانش میباشد که اشاره به بنایی زیبا و بزرگ میکند.در اینجای بحث راشداعظم حضور پیدا میکند و پس از این که متوجه میشود جی جی یک مامور FBI است با عصبانیت شفت و همراهانش را از مسجد بیرون میکند.در جلوی مسجد جی جی به پیشنهاد جان شفت ساشا را به شام دعوت میکند.در اینجا ساشا از ان ها جدا میشود و به بیمارستان میرود.جان و جی جی به دفتر جان میروند تا اطلاعاتی در مورد راشد اعظم بدست بیاورند.جی جی پس از هک کردن حساب راشد پی میبرد که 500 هزار دلار از یک خواربار فروشی به حساب راشد واریز شده است.یک تماس به گوشی جی جی از طرف رئیس ویتی که طبق معمول با ناراحتی و عصبانیت از عدم حضور جی جی در اداره سوال میپرسد که جی جی میگوید مدارک خوبی در مورد راشد اعظم به دست اورده است اما این حرف بیشتر باعث عصبانیت ویتی شده و تاکید میکند که تو از دستور مستقیم من که بهت گفتم از این پرونده فاصله بگیر سرپیچی کردی و یک ماموریت حساس و مهمو به خطر انداختی و به صورت موقط جی جی رو اخراج میکنه.ولی این باعث توقف جی جی نمیشود.او به همراه جان شفت به خواربار فروشی مورد نظر میروند تا اطلاعاتی که میخواند را به دست بیاورند.در خواربارفروشی متوجه میشوند که رییس انجا خانمی به نام بنی است. در ابتدا جی جی سعی میکند با چرب زبانی با بنی صحبت کند که با مشت بنی مواجه میشود و جان شفت با اسلحه وارد ماجرا میشود و بنی را تهدید میکند که اگر به سوالات ان ها پاسخ درست ندهد وسایلش را با تیر میزند و برای اثبات حرفش گوشی بنی را با تیر نابود میکند.جی جی سوال میکنه چرا 500 هزار دلار به حساب راشداعظم فرستادید و بنی جواب درستی بهشون نمیده و دست به سرشون میکنه.جان شفت احساس میکنه بنی رو یه جایی دیده ولی بنی منکر این مسئله میشه.وقتی جان و جی جی به دفتر کار برمیگردن جان شفت یادش میاد که بنی رو کجا دیده و شروع میکنه به گشتن لای پرونده ها و در اخر عکس بنی رو کنار گردیتو میبینه و پی به رابطه ی بین این دو نفر میبره.گردیتو مسئول قاچاق کراک در دهه 80 بوده.یه سوالی که ذهن جان شفت را درگیر کرده ارتباط این شخص با راشد اعظم میباشد.؟جی جی یه نظریه داره که احتمالا این خواربار فروشی یه پوشش برای کار های این بانده تا از سفر های راشد به افغانستان استفاده های خودشونو ببرن.جی جی ب صورت مخفیانه یه دوربین در دفتر کار خواربار فروشی کارگذاشته بود که الان به کارشون امد.سکانس بعدی به قرار ساشا و جی جی و مادر جی جی با یک شخص دیگر در دو نقطه متفاوت میپردازد.جان شفت که نمیتواند نسبت به این موضوع بی تفاوت باشد به نزد همسر سابق خود در رستوران میرود تا قرار ملاقات مایا را خراب کند که به صورت همزمان به جان شفت و جی جی حمله میکنند تا ان ها را از بین ببرند.جان شفت از پس سوقصد کنندگان برمیاید ولی اوضاع برای جی جی متفاوت است.جی جی یک ضد اسلحه است و مخالف استفاده از اسلحه ولی ساشا از کیفش اسلحه کمریشو در میاره و میخواد ازش استفاده کنه ولی بلد نیست.در این زمان جی جی اسلحه رو میگیره و در یک چشم به هم زدن همه ی سوقصد کنندگان رو از بین میبره و باعث تعجب ساشا میشه!!!جی جی با استفاده از گوشی یکی اون افراد پی به این موضوع میبرد که از طرف رئیس خواربار فروشی یعنی بنی دستور قتل صادر شده است و در این لحظه جان شفت به همراه مایا وارد رستوران میشوند.مایا از این که جان شفت بر خلاف عهدی که با او بسته تا به جی جی نزدیک نشود بسیار ناراضی است و به صورتی که جی جی متوجه نشود به جان شفت میفهماند که به این داستان پایان بدهد.با این مدارک راشداعظم دستگیر میشود و موجی از نارضایتی عمومی بر علیه FBI  از طریق رسانه ها منتشر میشود.رییس جی جی که بسیار ناراحت وعصبی است. جی جی را به صورت کاملا رسمی اخراج میکند.اما در این طرف داستان جان شفت مطلع میشود که رئیس خواربار فروشی یعنی بنی برای یه باند تبهکاری پول شویی انجام میدهد و همچنین بین او و یکی از افسران مرکز توانبخشی برادران دیده بان برادران ارتباط فامیلی وجود دارد.در این لحظه جی جی وارد دفتر کار جان شفت میشود و پی به این موضوع میبرد که پدرش قصد داشته از طریق او پرونده قدیمی خود در مورد گردیتو را حل کند و احساس میکند از او سواستفاده شده.جی جی ناراحت از دفتر پدرش خارج میشود تا به تنهایی کار خود را ادامه دهد.پس به همراه ساشا به مقر برادران دیدبان برادران رفته و به صورت مخفیانه وارد میشود.در انجا شاهد کشته شدن یکی از اعضا توسط گری میباشد و با گوشی از این صحنه فیلم میگیرد که انها متوجه حضور او میشوند و تعقیبش میکنند اما ساشا را گروگان میگیرند و با امدن جان شفت به داخل ماجرا گری و همراهش بهراه ساشا از انجا فرار میکنند.در صحنه بعد جان شفت سوتفاهم به وجود امده بین خودش و جی جی را برطرف میکند.جی جی از طریق جی پی اس موبایل ساشا اورا ردیابی میکند.انها برای تهیه اسلحه به خانه پدر جان شفت میروند که اوهم یک کاراگاه خصوصی قدیمی.سپس سه نفری به سراغ گردیتو میروند و در یک درگیری مسلحانه بزرگ ساشا را نجات میدهند و گردیتو و افرادش را از بین میبرند.در اخر جی جی به اداره FBI میروند و پیشنهاد رییسش که درخواسات بازگشت او و ارتقا درجه است را رد میکند و به همراه پدر و پدر بزرگش به شغل خانوادگی خود که کاراگاه خصوصی است مشغول میشود.
 
نقاط قوت فیلم : 
. سرگرم کننده همراه با کمدی استاندارد
. انتخاب بازیگران ماهر 
نقات ضعف فیلم :
. سطحی بودن فیلم 
.ضعیف بودن بخش اکشن و هیجان انگیز فیلم 
 
تعدادی از نقد های منتشر شده از سمت منتقدان:
ویلیام بیبیانی ( نمره : 3.5 از 10)
جکسن ،راندتری و اشر توان یک ستاره را برای به نمایش گذاشتن دارند ولی از انها خواسته شده تا نقش افرینی شرم اور و روتین های کمدی جاهلانه از خود داشته باشند و اکشن های فیلم بسیلر بسیار فراموش شدنی ست. 
 
سوری اندرسن ( نمره:5 از 10 ) 
چیزی که ما اینجا داریم یک اثر جنایی هیجانی سرشار از کمدی و بر طبق استاندارد است که تفاوتب با اثار قبلی تیم استوری ندارد مانند سواری باهم، مثل یک مرد فکر کن. داستان فاقد چیز ویزه ان، محصول نویسندگان کنیا بریس و الکس بارنو، شامل شخصیت های منفی ضعیف و اشارات معمولی به پدیده های روز میشود و هیچ وقت دنیال هیچ یک از این پدیده ها نمیرود. 
 
لوک پارکر (نمره 6 از 10)
قسمت جدید سری فیلم جدید شفت به طرز بسیار خوبی احساسات و خنده را با یکدیگر ترکیب میکند . این اثر در تلاش است تا کم کم به سمت یک فیلم کاراگاهی برود که بتواند نظر مخاطبان را جلب کند 
 
تاد مک کارتی ( نمره : 6 از 10 )
شنیدن کوچه بازاری حرف زدن ساموئل ال جکسون مثل این است که لارنس اولیویر ، شکسپیر را از حفظ بخواند . به بیانی دیگر یکی از لذت بخش ترین چیزهای زبان انگلیسی است فیلم را طوری تدوین کنید که فقط دیالوگ های ان باقی بماند و با این کار شما یک مجموعه فوق العاده خواهید داشت .
 
نقد فیلم 
این فیلم در واقع نه نقش پلیس را پر رنگ نشان میدهد و نه کارآگاهی و نه معمای پیچیده ای دارد بلکه بیشتر روی یک خط داستانی حرکت میکند که شخصیت کارکترها را نشان دهد و در این بین برای کارآگاه جوان یک دغدغه ی نه سایبری که به تخصصش بخورد بلکه یک فوت مشکوک با مواد مخدر ترسیم میکند تا این کارگاه جوان برای حل این مساله که شناسایی قاتلین دوستش می باشد حتی هنجاز شکنی کند و وضعیت شغلی خود را در FBI به مخاطر بیاندازد که البته این مساله با آن همه قانون مداری جی جی در تناقض است، وقتی شخصیت یک کارآگاه جوان به قانون مداری پرداخته می شود اما در بطن ماجرا حرکاتی قانون گریزانه از وی دیده می شود، می توان گفت که عوامل فیلم شاید خیلی به این مسایل توجه نداشته اند و ناخواسته علیرغم تاکید بر رفتارهای قانونی این کاراکتر، رفتار غیر قانونی وی را برای حل مساله نادیده گرفته اند که باعث اخراج وی از FBI می شود که همین مساله نیز خیلی بحث دارد که آیا به همین راحتی فردی که در دانشکده های تخصصی تحصیل کرده و عضو رسمی یک سازمان امنیتی شده، آن هم بخش سایبری، بتواند به همین راحتی از آن مجموعه با دستور یک مافوق اخراج شود یا دیگر تمایلی به ادامه ی همکاری نداشته باشد... این مساله نیز خیلی غیر واقعی و غیر منطقی می نماید آنهم برای یک کاراکتر قانون مدار.
در واقع ماهیت داستانی فیلم شبیه به صدها ماجرای تکراری است که یک فرد پلیس یا شبه پلیس درگیر فوت دوست یا یکی از نزدیکانش می شود و خارج از قواره های معمول به دنبال اثبات حقیقت و مچ گیری عوامل یک باند مخوف می باشد که النهایه شناسایی عوامل مرگ آن فرد،کم رنگ شده و یک باند مثلا پیچیده ی مواد مخدر یا پولشویی یا سایر جرایم شناسایی و در دام قانون گرفتار می شوند. 
اما تفاوت داستانی و برجسته ی این فیلم همین ترکیب سه کاراکتر با نسل های متفاوت از کارآگاه خصوصی یا پلیس مخفی است که نشان میدهد در هر نسلی نگاه و ابزار برای رسیدن به مجرم تغییر کرده است. و باز هم مثل همه ی فیلم های گانگستری برای ایجاد هیجان صحنه های تیر اندازی و خشنی دارد که ده ها نفر مسلح با سلاح های نیمه سنگین علیه یک فرد دست خالی یا فقط دارای یک اسلحه ی کمری که فقط 7 تا 15 فشنگ دارد مغلوب می شوند که این مساله از بچگی روی اعصاب بنده بوده است که چرا برا بزرگ نمایی شخصیت فیلم باید این همه غلو و صحنه های غیر واقعی و غیر منطقی را با زحمت زیاد به تصویر کشید و از نظر محتوایی فیلم را به حاشیه کشید. البته کاملا به این مساله واقف هستم که این صحنه ها هم طرفداران خودش را دارد و برخی افراد اصلا به محتوای فیلم توجهی ندارند و صرفا به دنبال صحنه های اکشن و پر سروصدا و قهرمان پرورانه ی فیلم هستند و این صحنه های کاملا غیر واقعی و غیر منطقی را نیز نقطه ی قوت فیلم میدانند.
البته این نکته در فیلم خیلی واضح نیست که فیلم قصد دارد به مسیری برود که تکنولوژی های جدید و جرایم اینترنتی یا هک و امکان دسترسی های غیرمجاز و بانک های اطلاعاتی را به تصویر بکشد یا گنگستربازی های یک کارکتر خاص، و یا ترکیب هر دو، اگر قصد اول مدنظر بوده باشد که اصلا به خوبی به تصویر کشیده نشده است وکلا در تمام مدت فیلم نهایتا 3 سا چهار مورد خیلی گذرا به این موضوع سایبری پرداخته شده است. اما اگر قصد دوم مد نظر فیلم ساز باشد که خب تقریبا به هدف خود رسیده است و اگر قصد ترکیب هم سان از هر دو مدل بوده است، فکر میکنم نسبت به بخش فناوری و تکنولوژی کمتر پرداخته شده است و این همسان سازی را در بر ندارد.