نقد و بررسی فیلم جداماندگی(disconnect) از دیدگاه تیم حقوقی یسرا

نقد فیلم, نقدفیلم جداماندگی(disconnect), نقد فیلم دیسکانکت, نقد فیلم جداماندگی از دیدگاه تیم حقوقی یسرا, نقد فیلم توسط وکلای حقوقی یسرا, نقد فیلم اکشن و جنایی, نقد فیلم جنایی از نظر وکلای جرایم رایانه‌ای یسرا, جرایم رایانه‌ای, جرایم سایبری, نقد فیلم جرایم اینترنتی,

معرفی ابتدایی فیلم: 
دیسکانکت ( «disconnect»یک فیلم در زانر تریلر،درام و دلهره اور است که در سال 2012 به کارگردانی (هنری الکس روبین ) و به تهیه کنندگی اقایان( میکی لیدل و ویلیام هاربرگ ) و با قلم اندرواسترن ساخته شد و در نهایت در سال 2013 با زبان انگلیسی با مدت زمان 115 دقیقه روی پرده ی سینما ایالات متحده امریکا رفت  و توانست امتیاز 7.5 را از سوی منتقدان بزرگ بدست بیاورد.
 
بازیگرانی که در این فیلم به نقش افرینی پرداخته اند:
جیسون بیتمن ، فرانک گریلو ، پائولا پاتون ، اندره ا ریسبرو ، مایکل نیکویست ، کیسی لمونز ، هیلی رم ، جان شاریان ، الکساندر اسکاشگورد 
 
خلاصه داستان:
درامی ست در باره زندگی  و رفتار چند انسان  یعنی ( یک زوج ، یک نوجوان ، و پسری جوان ) که به واسطه ی  اینترنت و شبکه مجازی فیسبوک ،  به دنبال ارتباط انسانی هستند که به همین علت هم درگیر ماجرایی میشوند در حالی که هر کدام  از انها به دیگری مربوط میشود . 
 
شروع فیلم ((جدا ماندگی))  
میان سه شاخه ی داستانی «جدا ماندگی»، آنکه از نظر احساسی از همه قوی تر است مربوط به یک پسر تنهای دبیرستانی به نام بن بوید (جوناه بوبو) است که قربانی شوخی و مسخره بازی ای می شود که دو نفر از همکلاسی هایش، جیسون (کالین فورد) و فرای (آواید برنستاین) سر او در می آورند. آنها به صورت آنلاین خودشان را جای دختری به نام جسیکا جا می زنند و با بن ارتباط برقرار می کنند. خیلی زود، بن گفتگوهای آنلاین پرمفهومی با این دختر برقرار می کند. جسیکا عکسی از اندام برهنه اش (عکسی تصادفی که توسط شکنجه گرانش انتخاب شده) برای او می فرستد و او را به چالش می کشد که همین عمل را متقابلاً انجام دهد. در نهایت غافلگیری جیسون و فرای، او این کار را می کند. واکنش آنها همانی است که انتظار می رود: این عکس را به همه ی اعضای مدرسه ایمیل می کنند که باعث اقدام به خودکشی(دار زدن) بن می شود. ادامه ی داستان روی والدین بن، ریچ (جیسون بیتمن) و لیدیا (هوپ دیویس) و واکنش آنها نسبت به وضعیت خطرناک پسرشان متمرکز می شود. ریچ از فاصله ی زیادی که میان او و پسرش وجود دارد آگاه می شود، اینکه او پسر ساکت و موبلندی را که سرمیز شام کنارش می نشیند، چقدر کم می شناسسد. این بخش به مشاهده ای بر روابط پدر ها و پسرها تبدیل می شود و اینکه ارتباط میان آنها چقدر راحت ممکن است شکسته شود و از بین برود.
داستان شماره 2  با یک گزارشگر تلویزیونی جذاب به نام نینا دانهم (آندره آ رایزبورو) آغاز می شود که وارد یک چت روم خصوصی مربوط به روابط جنسی می شود که طرف مقابلش کایل (ماکس تیرو)، فردی است که اندام برهنه ی خود را از طریق وب کم به نمایش می گذارد. وقتی نینا ادعا می کند که به جای چشم چرانی از اندام برهنه ی او فقط می خواهد با او حرف بزند، کایل گیج می شود. نینا با سرهم کردن داستانی مبنی بر این که می خواهد برای سردبیر روزنامه اش روی این نوع سبک زندگی تحقیق کند، از کایل می خواهد با یک مصاحبه ی تصویری موافقت کند (البته با چهره ی شطرنجی و صدای تغییر یافته). با اینکه کایل در ابتدا تمایلی به این کار ندارد،‌ با باور به اینکه نینا به او و آینده اش اهمیت می دهد، به تدریج با این مصاحبه موافقت می کند. وقتی این مصاحبه روی آنتن می رود و در معرض تماشای عموم قرار می گیرد، اف.بی.آی وارد معرکه می شود و داستان در این باره می شود که چه کسی از چه کسی سوءاستفاده می کند و اینکه آیا نیت برفرض خیر نینا به سادگی همه چیز را برای یک پسر بی خانمان بدتر کرده است یا خیر!؟؟
 
در نهایت با زن و شوهری به نام درک و سیندی هال (الکساندر اسکارسگارد و پائولا پتون) آشنا می شویم، زوجی که به دلیل از دست دادن فرزند پسر نوپایشان فلج شده اند و در بهت به سر می برند. زن سعی می کند با مرد ارتباط برقرار کند اما او پاسخی نمی دهد. پناهگاه او قماربازی آن لاین است. و پناهگاه زن یک گروه گفتگوی آنلاین حمایتی، جایی که او با مردی ناشناس (مایکل نیکویست) آشنا می شود که دارد با مرگ همسرش کنار می آید. هنگامی که اوراق هویت خانواده ی هال دزیده می شود، درک یک کارآگاه (فرانک گریلو) استخدام می کند تا مقصر را پیدا کند. سپس، بعد از اینکه می فهمند پلیس بدون مدرک و شواهد موثق وارد عمل نمی شود، خودش و سیندی سوار ماشین می شوند و به سمت نشانی کسی که گفته می شود سارق مدارک است می رانند تا با او روبرو شوند.
 
و در انتهای داستان:
 
1)پس از این که میان پدر بن و جیسون(با همان ایدی تقلبی جسیکا) رابطه ای برقرار می شود،ریچ متوجه عمق فاجعه که در رابطه اش با پسرش به وجود امده می شود.از سوی دیگر جیسون که برخلاف شخصیت ظاهری روحیه ای بسیار حساس و شکننده دارد، از کاری که در حق بن کرده پشیمان و سردرگم است و به همراه فرای سعی در از بین بردن مدارکی که انها را مقصر جلوه میدهد می کنند که پدر جیسون متوجه کار انها می شود.او کارآگاه پلیس است و بخاطر پسرش سعی به مخفی کردن حقیقت میکند،اما ریچ متوجه شخصیت اصلی جسیکا یا همان جیسون می شود و به سراغ او میرد.در حیاط خانه پدر جیسون و ریچ باهم درگیر می شوند و در این درگیری ریچ ضربه سختی البته به صورت ناگهانی و ناخواسته به جیسون میزند که باعث می شود از ان حالت جنون خارج شود وبه خودش بیاید.در سکانس اخر داستان اول، ریچ به سراغ خانواده خود که در بیمارستان بر بالین بن (که هنوز در کما به سر میبرد) هستند ،می رود و با بیان جملات عاطفی نسبت به خانواده خود داستان اول را به پایان می رساند.
2)پس از فشارهای فراوان اف بی ای بر رو شبکه تلویزیونی و به خصوص نینا ،او مجبور می شود پس از راضی کردن کایل به جدایی از گروه و با دادن وعده یک زندگی خود و راحت و ایده ال ادرس خانه کایل را در اختیار اف بی ای قرار می دهد اما انها بر خلاف تصور نینا به صورت ضربتی و فوری وارد عمل نشدند و برای شروع عملیات یک هفته وقت لازم داشتند.هاروی(رئیس باندی که کایل عضو ان بود) از طریق خبرچین ها متوجه ماجرا می شود و همه اعضای گروه را جمع و به سمت خارج از شهر متواری می شود.کایل که از اتفاقات افتاده به شدت سر در گم است ادرس اولین توقفگاهشان را به نینا میدهد.نینا سعی می کند تا خود به سراغ کایل رفته و اورا برگرداند.پس از رد و بدل شدن چند دیالوگ بین مابین نینا و کایل،کایل متوجه می شود نینا تمام این کارهارا نه از سر علاقه و محبت بلکه از روی دلسوزی می خواهد برای او انجام دهد که باعث ناراحتی او می شود.در این زمان هاروی وارد بحث می شود و به نینا حمله می کند و بعد از این که ضربه ای به او می زند،اعضای گروه را اماده حرکت می کند و به داستان شماره 2 پایان می دهد.
3)درک و سیندی به اتفاق هم چند روزی زندگی استیون (مرد ناشناس) را زیر نظر می گیرند و مورد بررسی قرار می دهند.سیدنی سعی در نزدیک شدن به درک دارد اما درک هیچ توجهی به او ندارد و فقط به دنبال گرفتن حق خود از استیون است.انها بعد یک ورود غیرقانونی به خانه استیون،رسیدهایی پیدا می کنند که گناه کار بودن او را برای انها محرز می کند.درک تصمیم دارد حق خود را با چاشنی خشوند از متهمش بگیرد ولی درست چند دقیقه قبل از شروع کارشان کارآگاه پلیس با انها تماس گرفته و اذعان می کند که دچار اشتباه شده و متهم کس دیگری است.دقیقا در همان لحظه استیون که یک تفنگ در دست دارد به ماشین درک و سیندی نزدیک می شود و از انها میخواهد از ماشین خارج شوند.در یک کش و قوس درک تفنگ را از استیون گرفته و او را وادار به رفتن داخل خانه می کند.درون خانه پس از گذراندن چند دیالوگ درک که تا ان لحظه بقیه را مقصر سختی زندگی اش می دانست متوجه شد که بی توجهی ها و کم کاری های خودش باعث این اتفاق ها شده و این صحنه پایانی داستان سوم را رقم زد.
 
 
 فیلم دیسکانکت ( جدا ماندگی )  سعی دارد چه موضوعی را شفاف سازی کند؟ 
اگر چه که دولتمردان هر چه بیشتر سعی بر این دارند که شبکه های اجتماعی غربی همچون فیسبوک و توییتر و ..... برای رفاه حال مردم رفع فیلتر شود اما خود کشور امریکا و مردمش خودشان به مضررات شبکه اجتماعی پی برده اند و بر ضد ان هم شروع به تولید محتوا میکنند . 
 
امروزه برای کاربران  فعال شبکه های مجازی به خصوص فیسبوک چند ویزگی مهم بازگو و اشکار شده است که عبارتند از:
1. مدیریت افکار جهانی با شبکه ی اجتماعی ((فیسبوک))
2. فعالیت های گسترده جاسوسی
3. ترویج فساد و فحشا و از بین بردن بنیان خانواده در جوامع شرقی بویزه ایران و کشورهای اسلامی
4.اثر گذاری به شدت زیاد بر دنیای حقیقی
5. جا افتادن زندگی مجازی و تیره شدن فضاحقیقی با ترویج و تعمیق اعتیاد به اینترنت و..... خطر های بسیار بزرگتر که اگر مراقبت نکنیم دچارش خواهیم شد.
 
  •  یکی از ویزه ترین کارهایی که دولتمردان بعد از روی کار امد فیسبوک کردند تلاش برای رفع فیلتر شبکه های مجازی همچون فیسبوک و دیگر شبکه های مجازی بود اما بی خبر از انکه این شبکه ها چه ضررهای اجتماعی و فرهنگی برای جامعه و مردمش دارد اما با این وجود خود امریکایی ها از ضررهای این شبکه های مجازی بی خبر نیستند . فیلم (دیسکانکت) یا همان جدا ماندگی سعی بر این دارد که قسمتی از ان رای برای ما به نمایش بگذارد . دیسکانکت اخرین محصولی ست که امریکایی ها برای معرفی خطرات فیسبوک ساخته اند. 
 
  • جامعه غربی تفاوت های چشمگیری با فرهنگ و جوامع ما ایرانی ها دارد که شاید بدیهی ترین انها نابود شدن بنیاد خانواده و بی بند باری و ازاد شدن روابط جنسی است که این ها در چارچوب خانواده و فرهنگ ایرانی خط قرمز به شمار می اید اما با این وجود الکس روبین ( کارگردان فیلم ) با به رخ کشیدن هنر خود در این فیلم نشان میدهد که چگونه فیسبوک امنیت اجتماعی این جامعه ی بحران زده را نیز هم دچار خطر کرده است .
 
  •  همچنین این فیلم روابط انسان ها را بایکدیگر را در این فضا نشان میدهد که مثلا ادم ها دوستان و طرفدارانی را پیدا میکنند که قبلا در زندگی فیزیکی هیچ وقت با انها ملاقات و مراوده ایی نداشنته یا مثلا دلداری گرفتنی که میتواند فقط با ارسال یک پیام باشد . یا مثلا گردن کلفتی که با فشردن چند دکمه میتواند اسایش و امنیت فردی را هدف بگیرد و برای او خطر ایجاد کند یا مثلا روابط جنسی یا معاشقه هایی که توسط یک وب کم خیلی ساده صورت میپذیرد.
 
نکته: داستان اصلی این فیلم بر میگرده به اسیب هایی که شبکه های اجتماعی میتونن به ما و علی الخصوص به فرزندان و جوانان ما وارد کنن و توی فیلم ما سه تا خانواده و یک شخص رو میبینیم که هر کدوم چهار داستان مختلف دارند اما نقطه ی مشترک این ها : چت روم ها ، فیسبوک و سایت های مستهجن هستن. به نظر ما هرکسی که قراره یک روزی پدر یا مادر بشه یا حتی کوچکترین توی این فضای مجازی داره باید بی چون و چرا این فیلم رو ببینه!