مسائل حقوقی احتمالی با شریک سابق و نحوه اجتناب از آنها

مسائل حقوقی با شرکا, استارتاپ ها, مسائل حقوقی با شریک سابق, شرکت سهامی, شرکت با مسئولیت محدود, شرکت تضامنی, مسائل حقوقی شرکتها, مسایل حقوقی استارتاپ ها,

 
واقعیت کنونی این است که بسیاری از کارآفرینان در پروژه ها با طرفین دیگر بدون تشکیل یک نهاد تجاری کار می کنند. دلایل ممکن است متفاوت باشند. غالب آنهایی در پی صرفه جویی هزینه ها و یا صبر کردن تا زمانی که در زندگی کسب و کار مطمئن باشند هستند. مهم است بدانیم که چگونه با توجه به قانون چنین روابط تجاری مشاهده می شود و چه مقرراتی را قانون به اشخاص شرکت کننده تحمیل می کند. وقتی توافق رسمی کتبی وجود ندارد، قانون مقررات پیش فرض خاصی را برای حاکم شدن بر چنین مشارکتی مقرر می کند. این قوانین پیش فرض اغلب بهترین منافع شرکا را منعکس نمی کننده ، اما به لحاظ قانونی آنها را هنگامی که خودشان مقرر نکرده اند، ملزم می کنند. بیایید قوانین اصلی و برخی از حمایت های منصفانه که کمک می کند، به جلوگیری از لطمه کلی به یک طرف در صورت بروز تناقض در توافق طرفین را بررسی کنیم.
شرکت تضامنی شکل تجاری پیش فرض است، زمانی که بیش از یک نفر در یک کسب و کار فعالیت می کند. به عبارت دیگر، اگر دو یا چند نفر بدون در نظر گرفتن مراحل ثبت شخصیت حقوقی، کسب و کار کنند. قانون به طور کلی آنها را به عنوان شرکای تضامنی می بیند. معیار قانونی برای تعیین اینکه آیا مشارکت شکل گرفته است یا نه، می پرسد آیا دو یا چند شخص به عنوان همکاران کسب و کار برای سود شریک شدند. این تعریف به این معنی است که مشارکت می تواند به سادگی براساس عمل طرفین و حتی بدون قرارداد به وجود بیاید.
علاوه بر این توجه بیشتر به محدود کردن مسئولیت خود با تشکیل LLC یا شرکت سهامی، مهم است که درک کنید که چگونه قانون رابطه بین شما و همکاران شما را بررسی می کند و چه مقرراتی را قانون بر آن ارتباط برقرار می کند، به خصوص اگر شما هنوز بین خودتان توافق نکردید، که رابطه شما چیست و چگونه آن را اداره می شود.
درست همانطور که قانون شرکت تضامنی را به عنوان یک طبقه بندی پیش فرض بررسی می کند، قانون قواعد پیش فرض خاصی را برای حاکم شدن بر مشارکت زمانی که قرارداد مشارکتی وجود ندارد، ایجاد می کند. به عنوان مثال، شرکای شرکت تضامنی به طور مساوی در منافع و مازاد باقی مانده پس از تمام بدهی ها شریک اند. این قانون بدین معنی است که حتی اگر یک شریک نود درصد از کار را انجام دهد و نود درصد سرمایه را در این سرمایه گذاری ریسک پذیر سرمایه گذاری کند، سود شرکت هنوز باید به پنجاه/ پنجاه تقسیم شود، در حالی که توافق بر خلاف آن نیست.
با این حال، زمانی که این مشارکت پیش فرض شکل گرفته است، احتمال وجود دارد که یک شریک تصمیم بگیرد پروژه را ترک کند، چه به علت عدم توافق در مورد نحوه مدیریت کسب و کار، و یا صرفا به دلیل اینکه دیگر نمی تواند یا بخواهد بخشی از پروژه باشد. چنین طرحی مشارکت را به پایان میرساند و سه رویه فنی را که قانون لازم است مورد بررسی قرار دهد راه می اندازد.
اولا، یک رویداد یا توافق، باعث انحلال مشارکت می شود. به عنوان مثال، یک رویداد که موجب انحلال مشارکت می شود، ممکن است به سادگی این باشد که یک شریک دارای تعهدات فراوان دیگری بوده یا نقل مکان کرده است و گفته "با عرض پوزش، من نمی توانم کار در این پروژه را با شما ادامه دهم. خدا حافظ." در آن زمان مشارکت قانوناً منحل خواهد شد. یا ممکن است یک شرط توافق وجود داشته باشد که مشارکت تنها تا زمانی که یک نقطه عطف در پروژه به دست می آید، به پایان برسد و این همکاری به طور خودکار منحل شده است. همکاری می تواند حتی زمانی که شرکا، حقیقتاً دیگر به عنوان شرکا با هم شراکت نمی کنند، منحل می شود.
استدلال برای چنین انحلال راحتی بر اساس نظریه ی قانونی "جمع کردن " است که نیویورک و بسیاری از کشورهای دیگر از آن پیروی می کنند.هر زمان که شریک یک مشارکت را ترک می کند، مشارکت به لحاظ فنی منحل و به یک مشارکت جدید تبدیل می شود.
بنابراين، انحلال، یک سوال از این كه آیا كسب و كار همچنان به کار ادامه می دهد يا خیر، نیست  بلكه هويت مشاركت براساس مجموع شركا تغيير كرده است.
هنگامی که یک مشارکت منحل می شود، بلافاصله کسب و کار را نمی توان به سادگی متوقف کرد؛ عبور از مرحله تصفیه باقی می ماند. یکی از اسباب تصفیه، حداقل در مواردی که نه تنها مشارکت، بلکه کسب و کار خود را متوقف کند، این است که اجازه بستن موثر کسب و کار را بدهد (به عنوان مثال، یک فروشگاه به طور معمول درب آن را نمی بندد در همان روز صاحبان آنها تصمیم به پایان دادن به کسب و کار می گیرند، اما ابتدا تلاش می کند تا بیشتر کالا های موجود خود را بفروشند، شاید به مدت اجاره خاتمه دهند، و غیره). اما به لحاظ قانونی، مهمترین بخش تصفیه حسابداری است، محاسبه و تخصیص دارایی های مشارکت به شرکا، یا در سهام های مساوی، اگر آن ها توافقنامه دیگری ندارند یا بر اساس توافق مشارکتشان. در حقیقت، قانون بیان می کند که یک مشارکت بدون حسابداری نمی تواند پایان یابد.
در نهایت، پس از انحلال و تصفیه کامل، مشارکت به پایان می رسد، اما به یاد داشته باشید که کسب و کار می تواند در یک مشارکت جدید و یا شکل دیگر دایر باشد. امشب برای اهداف ما، فرض می کنیم که هیچ مشاجره ای رخ نداده یا باقی مانده است که کدام یک از طرفین کسب و کار را نگه می دارند و کدام یک ترک می کند.
پس از بررسی روش مناسب برای خروج یک شریک، باید ببینیم خطرات ناشی از عدم پیگیری این روش ها چیست. شما ممکن است تعجب کنید که چرا هرکسی سه مرحله را دنبال نمی کند، اما طبیعت غیرمعمول و گذرا از استارتاپ ها و هزینه مشاوره قانونی و حسابداری حرفه ای اغلب این شرکت های جدید را در حالت برزخ قانونی قرار می دهد. به عنوان مثال، اگر شرکا بخشی از راه بدون حسابداری، به ویژه اگر یکی از این کارها را به تنهایی یا با یک شریک جدید ادامه دهد، چه اتفاقی می افتد، اگر شرکای سابق دوباره ظاهر شوند و بخشی از کسب و کار را ادعا کنند؟ برای شروع، یک شریک سابق می تواند برای حسابداری انحلال مشارکت تا شش سال از زمانی که او از مشارکت را ترک کرده است شکایت کنند.
 
شریک سابق فقط حق حسابداری از اموال مشارکت را براساس وضعیت خود در تاریخ انحلال، یعنی زمانی که او کسب و کار را ترک کرد، دارد. با این وجود، هرچند حسابداری براساس ارزش مشارکت در تاریخ انحلال است، شرکای سابق حق درخواست تقاضا برای سود سهم خود از ارزش باقی مانده در کسب و کار یا سود حاصل از سهم خود از ارزش کسب و کار دارد پس از انحلال، به گسترش سود خود ادامه دهد. اگر شرکای سابق برای این سود اقامه دعوی کردند، دادگاه با تعیین اینکه چند درصد از سهم مشارکت متعلق به شریک در زمان انحلال است، شاید حتی پنجاه درصد است، محاسبه می کند و درصد یکسان از سود حاصل در تاریخ انحلال را به او می دهد.
اگر یک کسب و کار در آینده سودمند یا ارزشمند باشد در حالی که یک شریک احتمالی سابق به طور قانونی یک شریک باقی مانده بود، این همکاران سابق می توانند ادعای سود یا دارایی را به میزان قابل توجهی از سهم خود در کسب و کار داشته باشد، از این رو تعیین این که هیچ مشارکتی بین شرکای سابق باقی نمی ماند اهمیت دارد. ممکن است بعضی از حمایت های منصفانه برای جلوگیری از تصفیه کامل، ضمناً، مانند قصور، یا حمایت حقیقی، به چالش کشیدن وضعیت شاکی به عنوان یک شریک قبلی، وجود داشته باشد. اما به یاد داشته باشید، حتی یک پیروزی در دادگاه توسط مشارکت فعلی می تواند ویرانگرانه پر خرج باشد.
راهکارهای کارآمد و موثر برای جلوگیری از چنین اتفاقی، انجام حسابداری ساده است یا در مورد استارتاپ بسیار کوچک، به سادگی امضا یک توافقنامه میان یک شریک و یک شریک قبلی است که آنها حقوق خود را به حسابداری واگذار می کنند. یک مشوق شریک فعلی که می تواند ایجاب کند صدمه زدن به شریک سابق در برابر هر گونه مسئولیت ناشی از زمان خود به عنوان یک شریک است.
 
علاوه بر این، برخی از وظایف باقی مانده برای پوشش سایر مبادی مسئولیتی وجود دارد. هر شخص ثالثی، به ویژه طلبکاران را که شریک سابقشان ممکن است از طرف کسب و کار معامله کند را مطلع کنید، او دیگر دارای قدرت الزام کسب و کار در هر نوع از معامله نیست. و به دنبال یک مشاور حسابداری باشید تا اطمینان حاصل کنید که آیا شما باید اسناد و مدارک را بایگانی کنید یا بدهکار هر مالیاتی را در رابطه با تغییرات ساختار کسب و کار هستید. 
در نهایت، بسیاری از کارآفرینان جدید از سرقت ایده کسب و کارشان در یک طرح می ترسند مانند اختلاف حقوقی معروف بین برادران وینکلووس و مارک زوکربرگ در مورد حقوق فیسبوک. نگرانی این پرسش را مطرح می کند که آیا یک شریک سابق می تواند در مورد کسب و کار در حال انجام کاری که ایده اش را به سرقت برده است شکایت کند. با این حال، ایده های بدون حمایت خاص از جانب قانون نمی توانند ادعای قانونی را ایجاد کنند.
طبق قانون دولت نیویورک، تنها قراردادهایی مانند قراردادهای عدم افشا برای حفظ عینی، ایده های جدید، می توانند از یک ایده کسب و کار را حمایت کند. ثبت مالکیت فکری فدرال، علامت های تجاری، حق کپی برداری و اختراعات، از اشکال خاص ایده های دیگر حمایت می کند. در صورت عدم توافق یا حقوقIP ، کسب و کار فعلی با خطر کم طرح دعوی قضایی در مورد یک ایده کسب و کار از طرف یک شریک سابق را مواجه است.